X
تبلیغات
کافه بهشت...
کافه نوشت های من تمامی ندارند...

این بهارِ تو را دارم.تویی که زندگی بخش لحظات بایان منی.

سبزه و بهار و روشنی.اینها همان افکار نابند که میشود با آنها خاطره ساخت.خاطره ای بی هیاهو و آرام.

یک لیوان شیر داغ.یک چراغ مطالعه.یک دفترچه و مداد.کافیست.همینها برای حک یک خاطره ی آشنا...

تمام

+ نوشته شده در شنبه نهم فروردین 1393ساعت 20:13 توسط الیسا |

این روز ها کافه ها چه بهاری شده اند!

بوی شاهدخت بهار و رنگ و سبزه و ماهی می آید...

امسال بعد از ۳ سال تازه هوای عید دارم...

هوای ابر و خاک نم خورده و تخم مرغ های رنگی...

امسال جور دیگریست...

انگار قرار است خوب شود...انگار خبرهای خوب در راه است...

انگار عشق هنوز نفس میکشد...

این روزها را شبانه روزی دوست دارم...

:)

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 21:38 توسط الیسا |

باید دنیامونو مقایسه کنیم!

با دنیای مردمای دیگه.با دنیاهای دیگه.

شاید دنیاهای دیگه ارزش موندن توشون بیشتر باشه تا دنیایی که توش پیله بستیم و شاید هرگز پروانه شدن رو تجربه نکنیم...

+ نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1392ساعت 13:41 توسط الیسا |

ye ruze khoobo aaftaabi baa dustaaye khubam...

ye caafeye zibaa ama bad dar ghalbe ye jaaye khub!!!

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1392ساعت 16:38 توسط الیسا |


دلم برات تنگ خواهد شد...

از همین حالا که رفتی...

+ نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1392ساعت 22:49 توسط الیسا |

مطالب قدیمی‌تر